۴ = ۱ - ۵

   اول عشق بود بعد زندگی؛ ثانيه‌ها که گذشتند سال‌ها آمدند: مهمان ناخوانده بودند و در بازنشده برگشتند، لباس خاطره پوشيدند و ياس شدند و بغض و سرگشتگی.

   ...

   روح‌ام ـ ميان هذيان‌گويی قلب ـ به عشق‌بازی کسی رفت که اين همه هيچ به او گفت و بی گو ماند و می‌ماند؟

   ...

   و  زمان لحظه‌وار مثله شد.

تيگلاط             

 

   پ.ن: روزنامه آسيا ( چهارشنبه ۲ آذر ) در صفحه ۱۵ و ستون "گذری در وبلاگ‌ها" نوشته‌ای از من آورده به نام "سعادت نامفهوم". اول اين‌که اگر به گوشه سمت راست اين‌جا نگاهی می ‌کردند، لينکی‌ست به نام "تماس با تيگلاط" که برای اين مواقع کاربرد دارد! و فکر نمی‌کنم ميل زدن کار چندان شاقی باشد. حداقل اين‌که ادب حکم می‌کرد قبل از چاپ اجازه می‌گرفتند ـ اصلا بحث اين‌که نوشته‌های من ارزش چاپ دارد يا ندارد نيست، سوء تفاهم نشود. مسئله دوم: اگر نگاهی به آن نوشته بکنيد متوجه می‌شويد در ابتدا بندی آمده که در انتها ذکر شده نويسنده‌اش "کريستين بوبن " است، اما روزنامه آسيا آن بند را هم به نام من چاپ کرده!

   به هر حال نوش‌جان!

/ 0 نظر / 8 بازدید